کاش چون باران ببارم برتنت
قطره ای گردم به زیر پیرهنت
کاش بودی بوسه گیرم ازلبت
مست گردم سرنهم بردامنت
کاش بودم گوشوارگوش تو
تاشودهرشب دلم مدهوش تو
کاش انگشتر شوم بردست تو
تا ببینم من دوچشم مست تو
کاش بودم جای اشک گونه ات
تا بغلتم من درون سینه ات
کاش بودم برتنت پیراهنت
تا ببوسم روزوشب جانُ تنت
کاش پنهانی بشینم جای تو
کام گیرم من زاین لبهای تو
کا ش بودی تا ببینم روی تو
جا ی گیرم گوشه ی ابروی تو
کاش دستت بودردستان من
تاکنی حس سردی دستان من
کاش بودی تا ببینی حال من
بی خبر گشتی ازاین احوال من

نظرات شما عزیزان:
|